امروز:

من از تو روزها شعرم...

من ازتو روزها شعرم، 
و شب ها غصه ی هجران
من از چشمان تو آواز...
و از لب های تو پرواز میدانم...
منم فرهاد مجنون پیشه ای کز سنگ
رخ زیبای یک شاخه ی مریم تراشیدم...
برایت از رگ دستم ...
از این پیشانی مستم...
م.ب


نوشته شده در : یکشنبه 29 بهمن 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

بله با عشق ...

بله با عشق مهیا شده استعدادم
روی ویزای تو بر قلب من استردادم
زده یک مهر به سرخی دلم، ابطال است
منم و عشق تو و منطق استبدادم
م.ب


نوشته شده در : شنبه 28 بهمن 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

عشقت از روز ازل...

عشقت از روز اول زمزمه ی لب ها بود
 عشق تو آب و دل یخ زده ام صحرا بود
بست با نام تو ایمان مرا خالق نور
خالق قطره و دریاچه و این دریا بود
م.ب


نوشته شده در : جمعه 27 بهمن 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

دلگرمی

آدم با دلگرمی زنده است.

دلگرمی یعنی زندگی.

خدایا دلگرمم کن...


نوشته شده در : جمعه 8 دی 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

با تو بی احساس بودن را نمیخواهم...

» نوع مطلب : محمد بنادکوکی ،احساس ،شعر ،

35

با تو بی احساس بودن را نمیخواهم
در میان اوج بودن را نمیخواهم

سوره ی تکرار را گاهی که میخوانیم
گرمی این داغ را هرگز نمیخواهم

تن هوس میخواهد از ما و تو میدانی
با تو کوهی جنس یخ را نه نمیخواهم

سرزنش کن، ترک کن، کوتاه کن غم را
با تو این تکرار پر غم را نمیخواهم

باز از اول بخوان باور کن این هستم
با تو و این حس غمگین را نمیخواهم

بوده ای با من ولی اکنون که میبینی
با تو مثل مرده ای در حال حرکت را نمیخواهم

م.ب


نوشته شده در : جمعه 17 آذر 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

من تنها و تو تنها ...

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،شعر ،

33

من تنها و تو تنها و او با همه تن ها
ای داد که مرده است دراین همهمه تن ها

بیدار نباشیم اگر صبح تمام است
ای وای به من، وای به تو، وای به تن ها

م.ب


نوشته شده در : پنجشنبه 16 آذر 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

خسته ام

34

خسته ام
از بودن های بدون احساسم؛
از شدن های بدون ابرازم؛
از خواستن های بدون انعکاسم؛
از داشتن های بدون اصرارم؛
از دیدن ولی نداشتن؛
از چیدن ولی برنداشتن؛
از رسیدن اما نرسیدن...
آه...
از تپیدن اما جریان نیافتن؛
از ترسیدن اما فرارنکردن؛
از چرخیدن اما نچرخیدن؛
از دوست داشتن و نرسیدن... 
از دوس داشتن و ...
خسته ام، خسته...

م.ب


نوشته شده در : چهارشنبه 15 آذر 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

وقتی که تو باشی چه کنم، چاره تویی تو

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،احساس ،شعر ،

0033

وقتی که تو باشی چه کنم، چاره تویی تو
در برزخ تصمیم، میانجی که تویی تو

تدبیر نمودی که من از عشق بنوشم؟
یا تک تک ذرات همین خانه تویی تو؟

م.ب


نوشته شده در : چهارشنبه 10 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

هم راه با محمد نظری

» نوع مطلب : محمد بنادکوکی ،شعر ،

محمد نظری

بی کس ترین زندانی این شهرم
بیزار ز تقدیرم و از شهرم

با مرگ عزیزان خودم تنها
با زندگی و خنده ولی قهرم

زندان شده فامیل و رفیق اما...
من در پی یک جام پراز زهرم

م.ب
به مناسبت همدردی با محمد نظری
زندانی ای که ۲۴سال بدون مرخصی است.


نوشته شده در : سه شنبه 9 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

هرجا که کم آوردم، اسم از تو بیاوردم

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،شعر ،

2020

هرجا که کم آوردم، اسم از تو بیاوردم
هر سو که غم آوردم، رو بر تو بیاوردم

هربار که لرزیدم، هربار که ترسیدم
با نام تو خو کردم، اسم از تو بیاوردم

هر بار مرا گفتند دنیا به چه آوردی
دیوانه شدم، گفتم، نام تو بیاوردم

هربار که فهمیدم، هربار که بردوشم
سنگین و ثقیل آمد، نام تو بیاوردم

هربار که در جانم شور و غزلی آمد
نام تو نوشتم من، اسم تو بیاوردم

م.ب


نوشته شده در : دوشنبه 8 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

امروز کوچه ها پر از اشک و آه بود

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،احساس ،شعر ،

امروز کوچه ها پر از اشک و آه بود
این کوه سر به راه که هم وزن کاه بود

تردید مرده بود و یقین زنده از یقین
تفسیر هر تنفس و هرلحظه ماه بود

م.ب


نوشته شده در : یکشنبه 7 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

و پایان احساس چقدر شاعرانه

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،شعر ،

0030

و پایان احساس چقدر شاعرانه
و پایان قصه چقدر عاشقانه

و پایان بودن چقدر بی بهانه
من و دود سیگار چقدر عارفانه

و دردی که پیچیده توی ترانه
و حسی که رفته ازاین آشیانه

م.ب


نوشته شده در : شنبه 6 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

تو صابری برای دیدن تو صبر میکنم

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،شعر ،

رفیق

تو صابری برای دیدن تو صبر میکنم
سخت است گرچه ولی صبر می کنم

رفتی به شهر خودت، یزد یار تو
ایزد به نام تو من صبر می کنم

از دوست گرچه جدا نیست جان من
بر این فراغ و فاصله ها صبر می کنم

نیکو است جان و سرشتت، نهاد تو
بر درد دوری تو صبر می کنم

خالی است تا همیشه ولی جای جای شهر
گل جای هر قدمت، صبر می کنم

شوریده اند خاطره هامان به ذهن من
من با تمام خاطره ها صبر می کنم

دنیای من تویی ای دوست، ای رفیق
در زیر و در بم آن صبر می کنم

یادت همیشه در دل شعله می کشد
در شعله های آتش تو صبر می کنم

م.ب
تقدیم به دوست و رفیق همیشگی ام، صابر سالاری
تقدیم با تمام آرزوهای قشنگ


نوشته شده در : جمعه 5 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

تماشا کن مرا با چشم های نازنینت

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،شعر ،

0028

تماشا کن مرا با چشم های نازنینت
ببین من خانه ای هستم درون سرزمینت

وطن، جایی که تو هستی همانجاست
صدایم کن مرا با آن صدای نازنینت

م.ب


نوشته شده در : پنجشنبه 4 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

به چشم هات گرفتار شدن شیرین است

» نوع مطلب : عشق ،محمد بنادکوکی ،احساس ،شعر ،

فرهاد

به چشم هات گرفتار شدن شیرین است
غم فرهاد نه از بوی تن شیرین است

نبض این شعر غزل های ادیبان بوده
تازه و کهنه و هرروز و غم دیرین است

م.ب


نوشته شده در : چهارشنبه 3 آبان 1396  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .