تبلیغات
صفحه شخصی - نگاه ناب تو

امروز:

نگاه ناب تو

 

پیش نگاه ناب تو هرچیز عرضه شد
جز جان، همه برای فنا آفریده شد

 

گرچه محمد و جانش نه قابل است
با هرچه داشت به پیشت فکنده شد

 

میخواست مدعی که بجوید زخنده ات
سودای خام شد و سرفکنده شد

 

از رنگ و بوی گلستان و عطر گل
بلبل فقط مست شد و جان ترانه شد

 

میرفت فکر گل از خاطر رقیب
شرمنده از خیال بدش، سرفکنده شد

 

جان را سپرده به گلشن، بلبل حزین
با جان به پیش میرود، سر به سجده شد

 

تا جان به شوق کوی تو باشم، محمدام
جان تانظر به روی تو افتاد، ذره شد

 

م.ب