تبلیغات
صفحه شخصی - جای تاریکی نشستی...

امروز:

جای تاریکی نشستی...

» نوع مطلب : احساس ،شعر ،تصاویر زیبا ،ادبیات ،عاشقانه ها ،دل نوشته ،محمد بنادکوکی ،

جای تاریکی نشستی...
جای تاریکی نشستی، برگه های دفتر تاریخ جایی نیست
نور باید، در سیاهی هیچ آثاری ز درویشی باقی نیست

جای تاریکی نشستی، آینه تصویر تاریکی ز تو دارد
هان ز جا برخیز، قصدی کرده اما جای یاری نیست

مردک بازی به گوش و دست بر سینه
هان به خود آ، فرصتی تا رویت خورشید باقی نیست

خواندن قانون اول را به یاد آور، به خاطر دار
چشم جای چشم باید، این که قاطی نیست

خواندن تاریخ درس عبرتت کن دوست
هان زجا برخیز، آیا... سردی پاییز کافی نیست؟

مثل باران شسته از چشمت هزاران جوی خون آلود
تو بگو رخداد دی در آذر تاریخ جاری نیست؟

ژاله یخ کرده، پتو بردار و عاشق باش
بوسه بر این دخت بی همتا که کافی نیست

نقطه پرگار عالم، نوح بود و خانه، کشتی بود
جای یک سوراخ روی عرشه ی کشتی خالی نیست

از تمام جمع یک عاشق نشست و دیگران رفتند
فرش زیر پای عاشق ها، قالی نیست

مثل طوطی خاطر از تقلید پر کرده
هوش باش، عاشق اما قیل و قالی نیست

ترس از دی ماه و بهمن ماه و اسفند است
مرد دوران را که ترس از خشک سالی نیست

طاقت سرما ندارد گل، بیفروزید آتش را
گردش تاریخ اجبار است، خدا داند که فالی نیست

بزم و رزم و جزم و عزم و هضم تاریخم
نمره هایم آمده، خوب است، عالی نیست

دفتر تاریخ را بردار، عاشق باش و عاشق باش
جلد سبزی هست، اما خال خالی نیست

م.ب


نوشته شده در : یکشنبه 21 آذر 1395  توسط : محمد بنادکوکی.    نظرات() .

feet complaints
شنبه 25 شهریور 1396 05:17 ب.ظ
Awesome! Its actually remarkable paragraph, I
have got much clear idea about from this paragraph.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر